Want to support CHYOA?
Disable your Ad Blocker! Thanks :)

Chapter 4 by Lovelylift Lovelylift

How long do i stay naked?

Complete recovery

دستم را می گیرد و به داخل می برد در حالی که زنبورها تمام بدنم را نیش زده اند و در تمام بدنم احساس درد و سوزش می کنم، روی زمین می نشیند و پاهایش را دراز می کند، دستی به ران هایش می زند و می گوید اینجا جوان، من. هنوز دیکم را در دست دارم و با تردید نگاهش می کنم در حالی که تمام بدنم درد می کند، دوباره تکرار می کند باید این کار را انجام دهم روی ران هایش نمی شنویم، باسنم را روی باسنش گذاشتم ران ها و پاهایم دو طرف ران هایش است و به زمین می رسد، به پشتم پماد می زند و کمی مرا به جلو هل می دهد تا به باسنم هم پماد بزنم.باشه برگرد تا من از لقمه های جلو مراقبت کنم. برمیگردم و روی رانش درست روبرویش می نشینم و همچنان دیکم را در دست گرفته ام. دستم را می گیرد و بلافاصله با خنده می گوید: چه دیک خوشگل و نرمی داری. از خجالت سرخ شدم. خندید و کمی با دیک من بازی کرد. این باعث شد من بلند شوم دیک من الان 7 اینچ است. او اکنون با صدای بلند می خندد: "اوه عزیزم" و با انگشتش به دیک من ضربه می زند.

فقط دارم از خجالت آب میشم به بدن و پاهایم پماد زد و بعد گفت: باشه تقریبا تموم شد. تشکر کردم و گفتم من میرم لباس بپوشم. خواستم سریع بلند شوم اما او مانع شد. گفت کجا میری؟ شما نمی توانید این کار را انجام دهید. باید در این موقعیت بمانید تا زمانی که بهبود پیدا کنید. گفتم: چی؟ این امکان نداره. دیک منو گرفت تو انگشتاش و خندید: خجالت نکش. سپس بدون معطلی دستش را روی سینه ام گذاشت و مرا به سمت پاهایش هل داد. مرا روی بغلش گذاشت. حالا مثل یک پسر بچه برهنه روی ران و پاهای مادرشوهرم دراز کشیده بودم و او به من دلداری می داد. دامن کوتاه و جوراب شلواری مشکی پوشیده بود. جوراب جوراب و بدن گرمش حس عجیبی به من می داد و داشتم به این فکر می کردم که چطور این موضوع را برای همسرم توضیح دهم.

How?

Want to support CHYOA?
Disable your Ad Blocker! Thanks :)